خوشا به حال من، كه روزهاي پشت سر را براي داشتن دمي كوتاه با تو هدر ميكنم، ريز ريز به ميان چاه نيستي ميريزم. خوش به حال من كه از تو همه چيز ساختهام، تو را از تو گرفتهام و تو به موجودي عزيز بدل شدهاي كه فقط من ميتوانم آن را حضيض كنم. چه خدايي هستم، چه خالقي، روزي اگر بخواهم پشيمان شوم تو را چه تواني است براي فاعليت؟ خوشا به حال من!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 17:15 توسط آزاده کریمی
|