تبليغاتX
ساعت ها
شخصا براي تمامي بيماران جسمي و روحي به درگاه خداوند دعا مي‌كنم، كه هر جا پيدا مي‌كنند كه علامت آزادي دارد، جفتك مي‌اندازند و به يك وبلاگ ساده و ناشناس هم رحم نمي‌كنند.

خدا پدرم را بيامرزد، يادم هست كه دو چيز را در زندگي حتي نگاه هم نمي‌كرد؛ آدمهاي مغرور و ديوانه‌هاي به ظاهر فهيم. من هم به او رفته‌ام!

چيزي كه در اين دنيا زياد است، محدوديت است، من هم ديگر نظر كسي را نمي‌خواهم. با سپاس.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 13:59  توسط آزاده کریمی